شیعة علی هم الفائزون

ترویج عقاید تشیع و اسلام حقیقی

شیعة علی هم الفائزون

ترویج عقاید تشیع و اسلام حقیقی

شیعة علی هم الفائزون

آنچه بدیهی است ، تحریفات گسترده و دل بخواهی در آموزه های شرعی و دینی مذهب حقه تشیع است.لذا ما بر آن شدیم گوشه ای از این آموزه ها از لسان صاحبان دین [پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام] بیان نماییم تا شاید مورد تامل قرار گیرد و کمی به خود فرصت تفکر و تامل بدهیم تا ندانسته چیزی به اسم دین ، به دین نچسبانیم.
تاریخ تاسیس : 1395/8/6 مصادف با 25 محرم الحرام 1438
همیشه موفق باشید

بایگانی
آخرین نظرات

۳۵ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است


#فتنه_بعد_از_امام_حسن_مجتبی_ع

 

خبر حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام از فتنه های بعد از شهادتشان


متن حدیث :

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ لَمَّا حَضَرَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ ع الْوَفَاةُ قَالَ لِلْحُسَیْنِ ع یَا أَخِی إِنِّی أُوصِیکَ بِوَصِیَّةٍ فَاحْفَظْهَا إِذَا أَنَا مِتُّ

فَهَیِّئْنِی ثُمَّ وَجِّهْنِی إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اصْرِفْنِی إِلَى أُمِّی ع ثُمَّ رُدَّنِی فَادْفِنِّی بِالْبَقِیعِ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ سَیُصِیبُنِی مِنْ عَائِشَةَ مَا یَعْلَمُ اللَّهُ وَ

النَّاسُ صَنِیعُهَا وَ عَدَاوَتُهَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ عَدَاوَتُهَا لَنَا أَهْلَ الْبَیْت


الکافی ج‏1 ، 300


ترجمه حدیث :

امامباقر علیه السلام فرمودند : هنگامی که شهادت امام حسن علیه السلام فرا رسید به امام حسین علیه السلام فرمود : برادرم ! وصیت میکنم تو را به وصیتی پس حفظ کن وصیتم را . زمانی که من به شهادت رسیدم مرا آماده کن و به طرف مرقد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ببر تا عهدی را بااو در میان بگذارم سپسبه طرف قبر مادرم ببر و سپس مرا در بقیع دفن کن و بدان که از طرف عائشه اتفاقاتی برایم خواهد افتاد که خدا میداند و مردم با او هستند و دشمنی او باخدا و پیامبر ص و ما اهل بیت علیهم السلام است

شیخ علی
۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۹:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#پیامبر_شهادت_یا_رحلت_۲


✔ روایت شریفه از از بزرگترین منبع روایی شیعه یعنی "بحار الانوار" به نقل از کتاب شریف "بصائر الدرجات" است (ان شا الله در فرصت مناسب در مورد این کتاب و دیگر کتب معتبر شیعه مطالب بیان خواهد شد.)


📄 متن روایت :

۲۶- یر، بصائر الدرجات إِبْرَاهِیمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَیْمُونٍ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَمَّتِ الْیَهُودِیَّةُ النَّبِیَّ ص فِی ذِرَاعٍ قَالَ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُحِبُّ الذِّرَاعَ وَ الْکَتِفَ وَ یَکْرَهُ الْوَرِکَ لِقُرْبِهَا مِنَ الْمَبَالِ قَالَ لَمَّا أُوتِیَ بِالشِّوَاءِ أَکَلَ مِنَ الذِّرَاعِ وَ کَانَ یُحِبُّهَا فَأَکَلَ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ قَالَ الذِّرَاعُ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی مَسْمُومٌ فَتَرَکَهُ وَ مَا زَالَ یَنْتَفِضُ بِهِ سَمُّهُ حَتَّی مَاتَ ص . 


بحارالانوار - مجلد۱۷،صفحه۴۰۶ 


ترجمه روایت : 

یک زن یهودیه درساعد به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سم خوراند و امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) همیشه ذراع و کتف را دوست داشت و از ورک(بالای ران) کراهت داشت زیرا که آن، به محل بول نزدیک است سپس فرمود: زمانی که گوشت پخته را برای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند حضرت از ذراع آن خورد و آن را دوست می داشت و آنچه خداوند مقرر داشته بود خورد سپس ذراع به سخن درآمد و گفت: یا رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)! بدرستی که من مسموم بودم پس آن را ترک کرد و دائماً آن زهر به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آسیب می رساند تا اینکه به شهادت رسید.

شیخ علی
۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۸:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#پیامبر_شهادت_یا_رحلت_۱


♣ مساله ای بود که ذهنم را مشغول کرده بود و البته چه بسا برای عده ای اهمیت چندانی نداشته باشد اما در صورت اثباتش به یکی از احتمالات ، سبب طعن بزرگی بر اهل سنت خواهد شد.

◾ابتدا به مسجد حضرت معصومه سلام الله علیها (در خیابان صفاییه قم) رفتم و بعد از نماز ظهر و عصر خدمت آیت الله خرازی (امام جماعت مسجد) رسیدم و سوالم رو مطرح کردم.

⁉آیا پیامبر به مرگ طبیعی از دنیا رفتند یا به شهادت؟

فرمود : طبق روایت " ما منا الا مسموم او مقتول " به شهادت رسیده اند.

◾در همان ایام به نماز جماعت آیت الله سبحانی رفتم و همین سوال رو از ایشون پرسیدم.

فرمودند : به شهادت رسیدند.

◾و باز در همین ایام خدمت آیت الله سید محمد یثربی رفتم و سوال رو پرسیدم.

بازهم فرمود : شهادت


ولی برایم جای تعجب داشت که چرا صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و حتی مجالس عزا در ایام آخر صفر میگویند رحلت...


✔ ان شا الله در پست های بعدی چند روایت ذکر خواهیم کرد از منابع شیعه و سنی مبنی بر اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مسموما از دنیا رفته اند که اینرا هم شهادت میگویند.


اما مطلب اینست که چه کسی ایشان را مسموم کرد؟❔❔❔


با ما همراه باشید...⏪⏪⏪

شیخ علی
۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#عرض_دین_بر_امام_۶


ادامه بحث حدیث عرض دین جناب عبدالعظیم ره بر امام هادی علیه السلام


✔ ششم : وَ انَّ محمّداً صلى الله علیه وآله وسلم عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ خاتَمُ النَّبیینَ. فَلا نَبی بَعْدَهُ إِلى یوْمِ القِیامَةِ و إِنَّ شَریعَتَهُ خاتمةُ الشَّرایع فَلا شَریعَةَ بَعْدَهْا إِلى یوْمِ القِیامَةِ 

این است که من مى گویم، محمد صلى الله علیه وآله بنده ى خدا و فرستاده ى او و خاتم پیامبران و انبیا است پس بعد از او پیامبرى نیست تا روز قیامت، و شریعت او خاتمه و پایان بخش شرایع است؛ پس شریعتى بعد از آن تا روز قیامت نخواهد بود.


بیان و توضیح آیت الله صافی گلپایگانی 👇👇👇

سرّ اینکه حضرت عبدالعظیم در مقام اعتراف به پیغمبرى آن حضرت تعبیر به رسول و فرستاده نموده است که مفهوم واسطه و سفیر بین خالق و خلق را دارد و در مقام اقرار به مقام ختمیت، او را «خاتم النبیین» مى خواند نه «خاتم المرسلین»، ظاهر این است که رسول در معنا و مفهوم اخص از نبى است که هر رسولى نبى است؛ اما هر نبى اى رسول نیست. بنابراین براى روشن شدن اینکه عقیده اش این است که حضرت رسول صلى الله علیه وآله علاوه بر آنکه خاتم المرسلین است خاتم النبیین نیز مى باشد، به خاتم 

النبیین که هر دو مفهوم از آن درک مى شود تعبیر نمود؛ زیرا ختم نبوت ختم رسالت نیز هست. بدیهى است با خاتمیت نبوت، خاتمیت شریعت نیز ثابت است؛ زیرا آمدن شرع جدید توقف بر آمدن سفیر و پیغمبر دارد و بدون آن آمدن دین جدید ممکن نیست. 

شیخ علی
۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۱:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#عرض_دین_بر_امام_۵


✔ ادامه بحث حدیث عرض دین جناب عبدالعظیم ره بر امام هادی علیه السلام

پنجم : وَ رَبُّ کِلِّ شَی ء وَ مالِکُهُ وَ جاعِلُهُ وَ مُحْدِثُهُ 

و رب هر چیزى و مالک و جاعل و محدث آن است. 


بیان و توضیح آیت الله صافی گلپایگانی👇👇👇

ربّ به معناى تربیت کننده و رساننده ى آن شی ء از نقص به کمال است و تربیت به این معنا در موجوداتى صورت پذیر است که تمام کمالات آنها یا بعضى کمالاتشان فعلیت نداشته باشد و بالقوه حائز استعداد کمال باشند تا پرورش و تربیت در آنها مؤثر شود و آنها را از نقص به کمال و از قوت به فعلیت برساند. بنابراین جمله ى «ربّ کل شی ء» دلالت دارد بر اینکه همه ى اشیاء، نیاز به تربیت دارند و چنان فعلیتى که نیاز به مربى نداشته باشد ندارند.

شیخ علی
۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۰:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#واحد_در_کلام_علی_ع


معنای واحد در کلام مولا الموحدین


۲- أبو مقدام از پدرش نقل کرده است که در روز جمل (پنجشنبه دهم ماه جمادى الاولى سنه سى و شش هجرى مروج الذّهب ۲: ۳۶۰) که آتش جنگ شعله ور شده بود، و برق شمشیرها و سرنیزه‌ها هر لحظه نگاه جنگجویان را به گوشه اى مى کشید عرب بادیه نشینى برخاسته و رو به فرمانده کلّ على علیه السلام نمود و پرسید: اى امیرمؤمنان آیا، تو مى گویى خداوند یکى است؟ راوى گفت: مردم از هر طرف بر او حمله ور شدند که: چه وقت این سخن است؟ مگر موقعیّت خطیر میدان کارزار را نمى نگرى! و نمى بینى که على علیه السلام پریشان خاطر است؟! امیر المؤمنین فرمود: رهایش سازید؛ زیرا پرسش این اعرابى همان هدف اصلى ماست که بر سر آن با اینها پیکار مى کنیم. سپس فرمود: اى اعرابى، این گفته که خدا یکى است چهار گونه است. دو گونه آن بر خدا روا نیست، و دو تاى دیگر شایسته خدا است، اما آن دو که روانیست عبارتند از:

۱- اگر شخصى بگوید: خدا یکى است و منظورش از جهت عدد آن (۱- ۲- ۳-... ) باشد، جایز نیست چون آنچه دومى ندارد بشمارش در نیاید مگر ندیدى آنکه گفت خدا سوّمى از سه موجود است کافر گردید؟ (حضرت اشاره دارد به آیه شریفه (۷۳) از سوره مائده «لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا: إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ»). 

۲- اگر فردى بگوید خدا یکى است و مقصودش اراده نوعى از جنس باشد، این هم درست نیست، زیرا این تشبیه و همانند کردن خدا به بشر است، و پروردگار ما بزرگتر و برتر از آن است که مثل و مانند داشته باشد. 

و امّا آن دو مورد که گفتنش مانعى ندارد:

۱- آنکه فردى بگوید خدا یکى است یعنى در میان همه چیزها مانندى ندارد، آرى خداى ما این گونه است. 

۲- کسى بگوید خداوند عزّ و جلّ حقیقتا یکتاست، یعنى ذاتش مرکّب نبوده و قابل قسمت به أجزاء نیست نه در عالم خیال و نه در خارج و نه در خرد، براستى پروردگار ما چنین است. 


معانی الأخبار / ترجمه محمدى، ج ۱، ص: ۱۳ 

شیخ علی
۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۰:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#اهانت_به_پیامبر


در ادامه بحث اهانت به رسول الله ص دو حدیث از منابع اهل سنت نقل میکنیم.


☝ اول از صحیح بخاری

عن ابن عباس رضی الله عنهما قال لما حضر رسول الله صلى الله علیه وسلم وفی البیت رجال فقال النبی صلى الله علیه وسلم هلموا اکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده فقال بعضهم ان رسول الله صلى الله علیه وسلم قد غلبه الوجع وعندکم القرآن حسبنا کتاب الله


ابن عباس میگوید : لحظات آخر رسول الله ص بود و عده هم حاضر بودند و پیامبر فرمود : بشتابید تا برایتان مطلبی بنویسم که هرگز گمراه نشوید. بعضی از افراد حاضر گفتند : بیماری بر پیامبر ص غلبه کرده است. کتاب خدا شما را بس است.

صحیح بخاری جلد ۵ صفحه ۱۳۸


روایت دوم از صحیح مسلم 

قال رسول الله صلى الله علیه وسلم ائتونی بالکتف والدواة (أو اللوح والدواة) اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا فقالوا ان رسول الله صلى الله علیه وسلم یهجر

ابن عباس میگوید پیامبر ص فرمود : دوات و کاغذ بیاورید تا مطلبی بنویسم که هرگز گمراه نشوید . عده ای گفتند : رسول الله هذیان میگوید.


صحیح مسلم ، جلد ۵ صفحه ۷۶

شیخ علی
۰۶ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

#عرض_دین_بر_امام_4


ادامه بحث حدیث عرض دین جناب عبدالعظیم حسنی ره بر امام هادی علیه السلام

چهارم : بَلْ هُوَ مُجَسِّمُ الأجْسامِ وَ مُصَوّرُ الصُّوَرِ وَ خالِقُ الأَعْراضِ و الْجَواهِرِ

خداوند مجسم اجسام و صورت بخش صورت‌ها و آفریننده ى اعراض و جواهر است. 


بیان و توضیح آیت الله صافی گلپایگانی

اجسام، اعراض، جواهر و صور خود به خود وجود نیافته اند و وجودشان قدیمى، دائمى و بى نیاز از خالق و آفریننده نیست. همه ى اینها از به وجود آوردن خود عاجزند، چنان که کسب وجود از مثل خودشان نیز محال است و مثل این است که گدایان از هم نان بگیرند و وام خواهان به یکدیگر وام بدهند بنابراین خدا که مجسّم اجسام و مصوّر صور است، اگر جسم یا صورت باشد، خود محتاج به مجسِّم و مصوّر خواهد بود.

شیخ علی
۰۶ آذر ۹۵ ، ۱۰:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
#حدیث_دوات_و_قلم


 با عرض سلام و تسلیت این ایام  و آستانه سیاهترین هفته تاریخ

۲۵ صفر ، روز اهانت عمر بن خطاب خلیفه دوم اهل تسنن به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

چند حدیث از شیعه و سنی در این پست نقل میکنیم درباب ماجرای طلب کتف و قلم.


روایت اول از شیعه از کتاب سلیم بن قیس هلالی صفحه ۳۲۴ به نقل از ابن عباس :

قال رسول الله صلى الله علیه وآله یوم الاثنین - وهو الیوم الذی قبض فیه - وحوله أهل بیته وثلاثون رجلا من أصحابه: ایتونی بکتف أکتب لکم فیه کتابا لن تضلوا بعدی ولن تختلفوا بعدی.
فمنعهم فرعون هذه الأمة فقال: (إن رسول الله یهجر) فغضب رسول الله صلى الله علیه وآله وقال: (إنی أراکم تخالفونی وأنا حی، فکیف بعد موتی)؟ فترک الکتف

(ترجمه : پیامبر در روز دوشنبه در حالی که صحابه و خانواده اش جمع بودند فرمودند : کتفی و کاغذی بیاورید تا مطلبی بنویسم که هرگز گمراه نشوید و هرگز اختلاف نکنید.
فرعون امت (عمر بن خطاب) گفت : پیامبر صلی الله علیه و اله هذیان میگوید.
پیامبر غضب کرد و فرمود : در حیات من اختلاف میکنید پس بعد از مرگم چه خواهید کرد؟ و کتف را رها کرد.)

روایت دوم از شیعه از کتاب الارشاد شیخ مفید جلد اول صفحه ۱۸۴ :

فأفاق علیه وآله السلام فنظر إلیهم، ثم قال. (أتونی بدواة وکتف، أکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده أبدا) ثم أغمی علیه، فقام بعض من حضر یلتمس دواة وکتفا فقال له عمر: ارجع، فإنه یهجر!!! فرجع.

(ترجمه : پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بیهوش شد و هنگامی که به هوش آمدند به صحابه و افراد حاضر نگاهی کردند و فرمودند : دوات و کاغذی بیاورید تا مطلبی بنویسم که هرگز گمراه نشوید و و بعد از لحظاتی بیهوش شدند و عده ای برخواستند و درخواست دوات و کاغذ کردند ولی عمر بن خطاب گفت : برگردید که پیغمبر هذیان گفت . و جمع بازگشتند.)

این روایت به خاطر اهمیتش و طعنی که بر خلیفه دوم اهل تسنن وارد میکند در منابع مختلفی از شیعه نقل گردیده است.

شیخ علی
۰۵ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#عرض_دین_بر_امام_۳


ادامه بحث حدیث عرض دین جناب عبدالعظیم ره بر امام هادی علیه السلام


سوم : وَ إِنَّهُ لَیسَ بِجِسْم وَ لا صُورَة و لا عَرَض وَ لا جَوْهَر

او نه جسم است و نه صورت و نه عرض و نه جوهر 


بیان و توضیح آیت الله صافی گلپایگانی

در سلب جسمیت، صورتیت و عرضیت و جوهریت تفاوت نمى کند که اینها را بر طبق اصطلاح اهل معقول تفسیر کنیم و خواه اینکه این کلمات به معناى عرفى که شاید اظهر باشد معنا شوند.

-معنای اهل معقول- 👇👇👇 (منقول از محقق طوسی ره)

موجود منقسم به دو قسم است نزد عقل 

                                       یا واجب الوجود و یا ممکن الوجود 

ممکن دو قسم گشت بدان جوهر و عرض

                                  جوهر به پنج قسم شد اى ناظم عقود! 

جسم و دو اصل وى که هیولا و صورتست

                              پس نفس و عقل این همه را یادگیر زود 

نه قسم گشت جنس عرض این دقیقه را 

                                       اندر خیال جوهر عقلى به من نمود 

کَمْ است وکَیف و أین و مَتى و مضاف و وَضْع 

                                     پس فعل وانفعال دیگر ملک یاد رود 

پس واجب الوجود از اینها منزه است 

                                  او بوده است بیشتر از بود هر چه بود 


-معنای عرفی- 👈 جسم یا به معناى جسد یا هر چیزى که ابعاد ثلاثه داشته باشد (طول و عرض و عمق) معنا شود، و صورت، به معناى متشکل بودن به شکل که به آن اشکال مختلف از هم تمیز داده مى شوند و عرض هم در اصطلاح عرفى چیزى است قائم به غیر و در محل است؛ و به عبارت اخرى جوهر که عرفاً در مقابل عرض است و نه جوهر در مقابل معانى دیگر که در اصطلاح منقسم به پنج قسم و یکى از دو قسم ممکن است اما جوهر به معناى ذات الشئ و حقیقة الشئ مراد نیست. 

شیخ علی
۰۵ آذر ۹۵ ، ۱۰:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر