🔼#پیامبر_شهادت_یا_رحلت_۸ 🔼
⏪ در این پست مطلبی را از تاریخ طبری که جزو قدیمی ترین منابع تاریخی است و نوشته اهل تسنن هم هست بیان میکنیم.
📖 متن ترجمه شده تاریخ طبری :
🔽خبرهاى درست آن است که چون پیغمبر علیه السّلام آن لقمه به دهان اندر نهاد، آن بره بریان را خداى عزّ و جلّ به سخن آورد و گفت: لا تَاکُلُ مِنى فَانّى مَسمُومٌ. و این علامتى بود از علامتهاى پیغمبرى بزرگ، و جبریل بیامد و گفت: این لقمه از دهان بیرون انداز. و دیگر این گونه گویند اى محمّد، این لقمه فرو برو بخور و بگوى بِسْمِ اللَّه الَّذى لا یَضُرُّ مَع اسْمِهِ شى ءٌ فِى داءٍ فِى الارضِ وَ لا فِى السَّماء و هُوَ السَّمیعُ العلیم. تا همه دشمنان نومید شوند که به تو چیزى نتوانند کردن. پس پیغمبر علیه السّلام لقمه فرو برد و آن زهر به تن او اندر بپراگند تا او را زیان نکرد. پس هر سالى آن وقت آن زهر به تن او اندر گرد آمدى، و به آخر هم از آن بمرد تا شهید مرد، زیرا که به زهر کشته هم شهید بود. و خداى عزّ وجلّ خواست که شهادت او را بدان لقمه دارد. و پیغمبر چنین گفت: ما زالَتْ اکْلَةُ خَیْبَرٍ تُعادِینِى هذا اوْ قَطَعَتْ أَبْهَرى. آن لقمه که به خیبر خوردم درد آن به هر سالى باز من آمدى بدان وقت. پس چون وقت مرگش آمد گفت: اکنون وقت آن است که مرا رگ پشت بخواهد گسستن و مرا مرگ خواهد آمدن. و این اندر آن سال گفت که بمرد، و این بر در فدک خورده بود و لیکن لقمه خیبر خوانند زیرا که صلح فدک هم برابر خیبر بود، و هنوز از خیبر باز مدینه نیامده بود. و هو اعلم
📚 تاریخنامه طبری، ج ۳، ص: ۲۳۷
این تاریخ تقریبا صریح در مطلب است.